نعل وارونه
وبلاگ رسمی دکتر سید هادی محمدی 1404/11/29 23:44

نبودنت
مثلِ ته سیگارِ افلیجی است که
دودش هنوز در ریههایم میرقصد
نه میسوزاند، نه گرم میکند
مثلِ ردّ پایی روی برفِ آب شده
بیشکل، بیهدف
به سمتِ کودتای مخملی
گاهی
پنجره را که ورق میزنم
باد میآید و
صدای “دوستت دارم”های نگفتهام را
در کوچهای که تو هرگز در آن قدم نزدی
دار میزند
و من
شبیه تبری تنها در پاییز
درخت های شعرم را
پای تو میریزم
اینجا
ساعتها ایدز گرفته اند
تقویمها سوزاک
فقط منم
در شهری که
عشق را سَردرِ طویله ها
نعل وارونه زده اند
قالب شعر :
فراسپید