اشعار دکتر سید هادی محمدی

دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دکترای موسیقی مدرس و منتقد ادبی

شناسنامه ی جعلی


 

روی کاغذ
هجده ساله
زاده ی شهر بی وجود
برچروکِ پیشانی‌اش
گردوخاکِ زلزله‌ی سی سال پیش
عکسِ ممهور
مایل به چپ
انگار در انگاره ها
از قابِ خواب فرار کرده
سری که از تن
حوصله‌اش سر رفته
و گوش‌هایی که
شماره ی شناسنامه را
لای رادیکال
زمزمه کرده‌
روزِ صدور
شبِ دفنِ مادری
که هیچ اداره‌ای
آن را ثبت نکرد
نام پدر
سایه‌ی معتاد
همه چیز مَجاز
در ظهرِ بی‌پنجره
شناسنامه‌اش را
با دندان
می بندد
که سگی
به رگِ جعلی اش
شک نکند
و من
هنوز باور دارم
زنان جعلی
کُدِ ملی‌شان را
از موج‌های تیره‌ی ساحل
سرقت می‌کنند

 

10 مهرماه 1404

قالب شعر :
موج نو

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس