اشعار دکتر سید هادی محمدی

دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دکترای موسیقی مدرس و منتقد ادبی

ماضی استحماری


 

در چمدانِ شطرنجی ذهنم
مُهره‌های بی‌آبرو
از دلِ توکل‌های پوچ
لایی می‌کشند
شب
بی‌حیایی‌اش را
در سکوتِ مطلقِ صبح
فریاد می‌زند
در رقصی مبهم
مغز استخوانم را سَر میکشم
بار کُد های روی گونه ام
بر فتوای سانتیگراد
سرخ مزه هستند
سفیدی شقیقه هایم
تاریخ نشخوار می‌کنند
و من
آخرین نسل ماضی استحماری
با مصدرِ هواریدن

 

قالب شعر :
فراسپید

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس