اشعار دکتر سید هادی محمدی

دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دکترای موسیقی مدرس و منتقد ادبی

آناتومی ضمیر مخدوش


 

در جمجمه ی جغجغه ی او
اتفاقی نمی‌افتد
تنها
پژواکِ صداهایِ جویده شده
از گلوگاهِ تاریخ
تا مریِ مسدودِ یک (او)
که فکر می‌کند
(من) است
اما هنوز
در سومین شخصِ مفردِ خویش
با افعالِ ربطیِ ناقص
جفت‌گیری می‌کند

نورون‌هایش
مسیرِ سیناپسیِ درد را
گم کرده‌اند

او که کورتکسش
بویِ نفتالینِ قرونِ وسطی می‌دهد
با دهانی باز
شبیهِ حفره ای که افلاطون
سایه‌ها را در آن بالا می‌آورد
بر مدار جهل ایستاده

حقیقت چیزی نیست جز
تفاله‌یِ یک باورِ کپک‌زده
در معده‌یِ نشخوارکننده‌یِ زمان

نگاه کن
چگونه واژه‌ها را ساطوری می‌کند
بی‌آنکه بداند
خونِ معنا
از سرانگشتانِ جوهری‌اش
رویِ فرشِ قرمزِ توهم
چکه می‌کند

او
دانایِ کلِ محدود
به شعاعِ نافِ خویش
جهان را
با خط‌کش‌هایِ شکسته‌ای
که واحدِ اندازه‌گیری‌شان
هیچ است
تفسیر میکند

او غایب نیست
او حاضرترین
نادانِ صحنه است
که پرده را
با کفن اشتباه گرفته
و دست می‌زند
برایِ سقوطِ خویش
در چاهی که نامش را
اوج گذاشته

 

قالب شعر :
فراسپید

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس