اشعار دکتر سید هادی محمدی

دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دکترای موسیقی مدرس و منتقد ادبی

کوچه ی مهتاب


 

توو کوچه‌ی مهتاب، وقتی که راه می‌ری
گل‌های رو دیوار، عطرتو پس می‌دن
یه شهر بیداره با موجِ موی تو
ستاره‌ها انگار، برام نفس می‌دن

توو کافه‌ی پاییز، پشتِ همین شیشه
می‌شینی و فنجون، توو دست تو گرمه
یه قطره از بارون، می‌شینه رو شالت
هوا پر از حسه، نگاهِ تو نرمه

بس که دلم اینجا بهونتو داره
میوون رویاهام عطرتو میذاره
تو نیستی و خونه همش یه دیواره
لای اقاقی ها اسمتو می کاره

صدای تو جنسِ لالایی نابه
که می‌پیچه آروم، توو گوشِ این خونه
کنارِ تو بودن، یه خوابِ شیرینه
کی جز تو این حالو، اینجوری. می‌دونه؟

همین‌که می‌خندی، دلم همش گیره
شبیه برگی که، از آسمون سیره
تو اون‌ورِ دریا من این‌ورِ بارون
طعم لبات داره دوباره میمیره

بس که دلم اینجا بهونتو داره
میوون رویاهام عطرتو میذاره
تو نیستی و خونه همش یه دیواره
لای اقاقی ها اسمتو می کاره

 

قالب شعر :
ترانه

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس